اتاق پورکو روسو

خرید بک لینک
بعد از خوردن زرشک پلو با مرغ ، بیرون آمدم . دلم میخواست از لذت غذای چرب درون شکم مبارک ، سیگاری روشن کنم اما یادم آمد سرگیجه دارم و زیر چشم را سیاه میکند و مهم تر از همه اصولا سیگار نمیکشم . آنطرف خیابان دعوای ناموسی ای بود . دختری میگقت : علی ولش کن (چرا همه دوست پسرها علی اند ؟) و علی دنبال ماشین بود و فحش میداد . فحش های بدی بود و من یکی از فحش هارا تابحال نشنیده بودم . به سینما آزادی نگاهی انداختم . "فروشنده" همچنان میفروخت و پارکینگ همچنان شلوغ . به احمد فکر میکردم . حدود دوساعت پیش . گفتم : سوتفاهمی پیش آمده و من چهارشنبه پیش شما هستم و قصد پیچاندن ندارم . معذرت میخواهم . جوجه کباب میخورد و گفت اشکال نداره و لبخند زد . دخترها عاشق لبخندش هستند . عاشق جک ها و تیکه های شدیدش . عاشق ست کردن لباسش با جورابش . عاشق اطلاعات شدید الشدیدی که راجب تاریخ هنر دارد . تمام چیزهای مورد علاقه ی دخترهارا دارد و این هم اضافه کنم که از من متنفر است .نوشابه ام را سر کشیدم . همیشه دوست دارم موقع راه رفتن ، نوشابه بنوشم و یا بسته خرید به دست بگیرم یا با تلفن حرف بزنم . یادم افتاد که پریروز ، ا اتاق پورکو روسو...

ما را در سایت اتاق پورکو روسو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 15:48

از ساعت سه اینطور ها تصمیم گرفتم تا زیبا باشم . موچین را برداشتم و به جان ابروهایم افتادم . حمام رفتم و بعد موهای وز وزی ام را سشوار کشیدم که اندوهتان باد اگر فکر کنید فقط سشوار کشیدم (چاووشی میگوید : آشفته و خسته انگار از جنگ برگشته بودم) خلاصه جانم برایتان بگوید سر و بدن را کرم زدم و لباس قشنگ پوشیدم . آخرش که چی ؟ بعد از سینما و دیدن آن همه مردم ، ساعت یازده شب به خانه آمدم و پرانول خوردم و فهمیدم ابروهایم دوقلوهای بشدت غیر همسان هستد و لبانم لنگ انداز کویر و موهایم بخش ناشناخته ای از سواحل آفریقا .توف به ذات سینمای ایران! خخخخ توووو. + همانطور که مشاهده میکنید ، به علت افسردگی ، الکی کامنت ها را میبندم تا نبودتان را حس نکنم . اتاق پورکو روسو...

ما را در سایت اتاق پورکو روسو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 15:48

صفحه بندی